|
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق ××× بقول مفتی عشقش درست نیست نماز
|
بباید کندنش از بیخ و از بن اگر بارش همه لعل و گهر بی


یک سال شد که ازت جدا شدم. خیلی راحت شدم. شده بودی یه بار اضافی تو زندگیم.
نه این که من نامردم یا نا رفیق. نه. تو اونی نبودی که من می خواستم. اصلا من تو رو نمی خواستم.
حالا هم برو با همونایی که هستی باش. دیگه هم طرف من پیدات نشه.
هر چند مطمئنم هیچ وقت نمی تونی این متن رو بخونی، اما امیدوارم که اونایی که باهاشون هستی این رو بخونن و بفهمن.
می گن بزرگ فامیل برکته یه خانواده است،
برکت خانواده ما رفت...

می گه: آقا من کاری به سیاست ندارم
![]()
بچه مسلمون مگه می شه کاری به سیاست نداشته باشه. سیاست یعنی مسلمون بشی، مسلمون بمونی، بقیه رو هم مسلمون کنی. حالا شما چطور مسلمونی هستی که به سیاست کاری نداری من نمی دونم. سیاست یعنی نماز خوندن، یعنی خلق زیبایی، یعنی خلق لطافت، یعنی همه ی علوم. بعد چطور کسی می تونه پیدا بشه و بگه من رو چه به سیاست؟
می گم: پس بی خیال دیانت هم بشو
با توجه به نزدیک شدن انتخابات و بیشتر شدن اهمیت شورای نگهبان و وجود نیروهای انقلابی در این شورا، شاهد آغاز هجمه دشمن به برخی شخصیت ها خصوصا آیت الله جنتی هستیم. مواظب باشید نوکر بی جیره و مواجب دشمن نباشیم.
هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد؛ / هم رونق زمان شما نيز بگذرد
اين بوم محنت از پی آن تا کند خراب، / بر دولت آشيان شما نيز بگذرد
باد خزان نکبت ايام ناگهان / بر باغ و بوستان شما نيز بگذرد
آب اجل - که هست گلوگير خاص و عام / بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد
ای تيغ تان چو نيزه برای ستم دراز! / اين تيزی ی سنان شما نيز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد، / بيداد ظالمان شما نيز بگذرد
در مملکت، چو غرش شيران گذشت و رفت؛ / اين عوعوی سگان شما نيز بگذرد
آن کس که اسپ داشت، غبارش فرو نشست، / گرد سم خران شما نيز بگذرد
بادی - که در زمانه بسی شمع ها بکشت / هم بر چراغدان شما نيز بگذرد
زين کاروانسرای بسی کاروان گذشت؛ / ناچار کاروان شما نيز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خويشتن! / تاثير اختران شما نيز بگذرد
اين نوبت از کسان به شما ناکسان رسيد؛ / نوبت ز ناکسان شما نيز بگذرد
بيش از دو روز نبود از آن دگر کسان؛ / بعد از دو روز از آن شما نيز بگذرد
بر تير جورتان ز تحمل سپر کنيم؛ / تا سختی ی کمان شما نيز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی / اين گل؛ ز گلستان شما نيز بگذرد
آبی ست ايستاده در اين خانه مال و جاه؛ / اين آفتاب ناروان شما نيز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طمع! / اين گرگی ی شبان شما نيز بگذرد
پيل فنا - که شاه بقا مات حکم اوست / هم بر پياده گان شما نيز بگذرد
ای دوست! خواهم که به نيکی دعای سيف، / يک روز بر زبان شما نيز بگذرد
دو کلمه حرف مفت: