شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت
روي مه پيكر او سير نديديم و برفت

گويي از صحبت ما نيك به تنگ آمده بود
بار بربست ،به گردش نرسيديم و برفت
با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم. و از خداي رحمان و رحيم ميخواهم كه عذرم را در كوتاهي خدمت و قصور و تقصير بپذيرد.متن كامل وصيت نامه
عروج ملكوتي امام خميني (ره) را به تمامي انسان ها تسليت مي گم.![]()
من و نسل من امام رو نديد. يا به قولي درك نكرد. و اين حسرت داغي شد بر دل ما كه تا آخر عمر ما رو مي سوزانه.مگر با شناخت امام خميني (ره) و دريافت پيام ايشون.چون ما به بياني ثمره ي درختي هستيم كه امام خميني (ره) بذر اون رو در دل ها كاشت.
يكي از هزاراااااااان ويژگي هاي اخلاقي-عرفاني حضرت امام خميني (ره) كه در وصيت نامش به چشم مي خوره و من هر وقت اين مساله به ذهنم مي رسه واقعا نمي تونم دركش كنم ،اينه:
امام فرمودند با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميد وار.اين يعني چي؟
واقعا دركش سخته.يعني امام خميني (ره) از دنياي خود مطمئن بود.امام شده بود مصداق كامل "نفس مطمئنه" و در همين شرايط به سوي خداي خود بازگشت.اين يعني ايشان به يقين رسيده بودند كه تمامي وظايف خود رو در دنيا انجام دادن و در همين جايگاه از خداي خود معذرت خواهي مي كنند كه در انجام خدمت قصور كرده اند.قلب مطمئن يعني چي؟ من نمي فهمم.
با تو امام عزيز عهد مي كنم:
اكنون ما امام عزيز.ياوران در گهواره ات.همان هايي كه تو قولشان را به جهانيان داده بودي از گهواره ها برخواسته ايم تا به سوي پيش بردن آرمان هايت حركت كنيم.مستلزم اين حركت عظيم دعاي خير تو است كه اگر غير از اين باشد لحظه اي نخواهيم توانست كاري از پيش ببريم.
خدايا!تو شاهد باش كه من اين پيمان با امام خويش بستم .پس تو خود ياري ام ده كه غير از اين نكنم.
- لطف مي كنيد بگيد قلب مطمئن يعني چي؟
- شما با امامتون پيمان نمي بنديد؟
مطلب بعدي ان شاءالله اگه زنده بودم بعد از ۱۳ تير.بعد از امتحانات
دعا كنيد كه امتحان ها خوب از آب در بياد
يك: آقاي احمدي نژاد ! فوت پدر عزيزتان را به شما و خانواده ي محترمتان تسليت مي گوييم.
دوم: دوستانم شايعه اي مبني بر حضور بنده در يكي از برنامه هاي صبح گاهي تلوزيون ساخته اند كه بنده اين رو كاملا تكذيب مي كنم.(اين شايعه سازي كار بچه هاي فرهنگه ).
سه: خيلي ها گفتن آخه تو رو به اقتصاد چه؟ منم تحريك شدم گفتم خودم رو يه محك بزنم تو اين زمينه هم.خوب هر كي هر كيه ديگه !!!
......................
.......................
افزايش تعرفه
فشار آمدن به مردم يا افزايش سود دلالان ؛مساله اين است.
چندي پيش وزارت بازرگاني با افزايش تعرفه هاي گوشي تلفن همراه كه در حدود بيش از ده برابر بود شوك عظيمي را به بازار عرضه و تقاضا وارد كرد.
اين طرح به گفته ي وزير بازرگاني طرحي بود براي تقويت صنايع داخلي و ايجاد 50 هزار موقعيت شغلي.
اما واقعا اين كار درست بود؟
در شرايط فعلي ما ،هيچ شركت يا كارخانه اي به توليد تلفن همراه مشغول نيست و حتي صاايران كه متعلق به صنايع دفاع بود در حدود 6الي 7 سال است كه ديگر حتي يك تلفن هم توليد نكرده .در اين شرايط اگر بخواهيم در بازارهايمان را به روي جهان ببنديم در حالي كه مشابه داخلي آن توليد نمي گردد و اين كالا به نوعي از كالا هاي مصرفي به شمار مي رود كاري ساده انگارانه است.(اين در حالي است كه ما خود را براي ورود به سازمان تجارت جهاني آماده مي كنيم).
از طرفي افزايش قيمت اين كالا به دليل صورتي از مصرفي بودن آن بر كالاهاي ديگر نيز تاثير گذاشته است و افزايش قيمت آن ها را نيز در بر داشته است (مانند افزايش قيمت سيم كارت و...).
اما مضرات اين طرح:
1- زماني كه براي مطرح كردن اين طرح انتخاب شد كاملا بي خردانه بود.به دلايل زير:
الف ) در شرايط فعلي صنايع داخلي هيچ توليد و تخصصي در اين زمينه ندارند.
ب ) در شرايط فعلي با توجه به تحويل مداوم و نزديك سيم كارت ها نياز به گوشي تلفن همراه بسيار بالا است.
2- مردم حتي اگر گوشي هاي تلفن داخلي هم وارد بازار شود علاقه اي به خريد آن كالا ها را ندارند (بازار ديگر كالا ها ثابت كننده ي اين قضيه است).پس يا هزينه ي بالا تري را مي پردازند و از تلفن هاي با كيفيت استفاده مي كنند يا از تلفن هايي كه داراي امكانات كم تري ولي ساخت كشورهاي خارجي هستند استفاده
مي كنند.
3- اين طرح تشويقي بود براي قاچاق چيان كه فرصت شغلي ايجاد شد براي قاچاق گوشي هاي تلفن همراه كه مردم حاضرند پول خوبي بابت آن ها بپردازند.
4- افزايش دلالي هاي بين قاچاق چيان و بازار مصرفي.
5- افزايش سرقت تلفن هاي همراه.
6- كاهش مصرف مردم از اين دستگاه و بي انگيزه شدن قشر كم درآمد براي به دست آوردن آن.
7- افزايش موج نارضايتي مردم
* آقايان مطرح مي كنند كه اين طرح بر اساس روش آزمون و خطا اعمال شده است.مگر آن ها نمي دانند كه اين روش ها براي عصر قلقله ميرزا خان بوده و ديگر جواب گوي اين زمانه نيست.
بهترين كار:
در اين كه اين طرح مي بايست روزي اجرا مي شد حرفي نيست.اما زمان انتخاب شده درست بود. بهترين كار اين است كه با شركت هايي كه در حال حاضر در كشور توليد گوشي مي كنند قرار داد مونتاژ بسته و تمامي مدل هاي جديدي را كه تا اكنون آن ها در بازار عرضه مي داشته اند ،اكنون با همان كيفيت اما مونتاژ داخلي وارد بازار شود.و اين مونتاژ به تدريج با انتقال فن آوري همراه باشد.
به اميد فرداهاي بهتر
ممد(محمد جهان آرا) نبودي ببيني
خرمشهر را خدا آزاد كرد. سالروز آزاد سازي شهر خرمشهر مبارك.اما ...
اما امروز هم بايد تنها سنگ صبور خرمشهري ها خدا باشد؟
ممد نبودي ببيني :
وضعيت اسفناك آب شرب و معضلات بهداشت عمومي كه به علت فقر و بالا بودن هزينه هاي بهداشتي صدها موردابتلا به سرطان و بسياري بيماريهاي لاعلاج ديگر در شهر خرمشهر وجود دارد.
ممد نبودي ببيني :
اكنون خرمشهر بالاترين آمار بيكاري را در ايران دارد.
ممد نبودي ببيني :
در جلسه چندي پيش هيأت دولت در اراك، موافقت دولت با تمديد 20 درصد سود بازرگاني، كه قطع آن موجب ركود شديد در بندر استراتژيك خرمشهر و اروند شده بود، اعلام و تصويب شد.مرجع مطالب بالا
ممد نبودي ببيني :
اكنون بسيار از آنان كه خرمشهر را با تو تنها رها كردند و فرار را به قرار ترجيح دادند امروز داعيه دار شدهاند و آن چنان از آن زمان مي گويند كه مردمان فكر كنند آنان اين كار عظيم را كردهاند.هم رزمانت گوشه نشين در پي جرعه اي آب.
ممد نبودي ببيني :
امام (ره) از دست مردمان هجرت كرده و دين فروشان بر مسندهاي ثروت نشستهاند و دم از خدا مي زنند.دين را دام كرده،مردمان را بيدين مي كنند. علي تنها مانده و چاهها بي خرد شدهاند.حق جاي باطل نشسته و مهر ورزان مهر باطل خوردند.
و ممد نبودي ببيني كه ؛تو در منزلت عظيمي هستي.پس به حال ما دعا كن !!!
داخل پرانتز: دوست عزيزم مرد يخي از چهل چراغ خرده گرفت. من هم گفتم كم نيارم از گاف بزرگ بي. بي. سي حرف بزنم.
" شبكه جهاني «بي.بي.سي» به جاي گفتوگو با ميهمان يكي از برنامه هاي زنده تلويزيوني، با فرد ديگري كه براي استخدام آمده بود مصاحبه كرد.
به گزارش ايرنا، «گاي گوما» كه در انتظار موعد مصاحبه كاري خود بود اشتباهاً به استوديو ضبط راهنمايي شد و مجري برنامه زنده كه تصور ميكرد با كارشناس فناوري اطلاعات روبه روست، از گوما درباره ظرايف تجارت موسيقي در اينترنت سؤال كرد. گوما هم تلاش كرد به تمام سؤالات مجري به دقت پاسخ دهد تا در مصاحبه قبول شود!
بعد از سومين سؤال، مجري متوجه اضطراب ميهمانش شد و موضوع را به دبير خبر اطلاع داد. بالاخره دست اندركاران بي بي سي متوجه شدند كه «گاي گوما» را با «گاي كيوني» كارشناس اشتباه گرفته و راهي استوديو كردهاند. كيوني هم در سالن انتظار نشسته بوده است."منبع