رحيم مشايي ديگر به آنجايش رسيده است.(منظور همان جايي است كه در عكس نشان داده است.)

مشايي، اين مرد صادق هميشه زحمت كش در همايشي اعلام كرد كه بابا من ديگه به اين جام رسيده.(منظور همون اون جاست كه تو عكس مشخصه)
مشايي كه كارنامه اي درخشان در خدمات روشن و ارزنده دارد گفت بنده هر چه داشتم در طبق اخلاص براي آقاي رئيس جمهور رو كردم.هر چه داشتم دادم.بنده حتي دخترم را هم به پسر رئيس جمهور دادم.حالا ديگه خسته شدم.من الان يك سمت جديد دولتي پيداكرده ام.ديگر پدر عروس رئيس جمهور شدن هم مشغله دارد.
وي همچنين اعلام كرد كه هيچ حقوقي بابت پدر عروس رييس جمهور شدن دريافت نمي كند.
مشايي نگفت كه براي رفع خستگي چه برنامه اي دارد.اما كارشناسان معتقد هستند كه استعفاي دكتر الهام قطعي است.
معجزه ي چراغ برق
در انتخابات دوره اول مجلس هشتم، يكي از نامزد هاي نمايندگي، با هماهنگي سازمان زيبا سازي شهرداري تهران، سر تا سر اتوبان هاي تهران را مورد عنايت قرار داده بود.
آقاي صدر روي تمامي چراغ هاي برق اتوبان ها بزرگ نوشته بود "صدر"
و همين موضوع باعث شد كه راي بياورد و وارد مجلس شود.بگذريم از راي هايي كه توسط آن آقاي مداح كسب كرد.
حالا در دور دوم، الياس حضرتي به معجزه ي تير هاي چراغ برق پي برده و به آنها دخيل بسته.تا شايد فرجي شود."الهم اشفع كل مريض"
به گفته كارشناسان تير هاي چراغ برق تا سه برابر روي تاثير گذاري بر افراد موثر هستند.

(خيلي وقت بود مي خواستم بنويسم. از جشنواره فيلم فجر تا الان.)

فيلم برگزيده تماشاگران امسال؛ هميشه پاي يك زن درميان است، ساخته كمال تبريزي.
اولين چيزي كه به يادم اومد، داستاني با همين اسم بود.
همين طور كه فيلم جلو و جلو تر مي رفت ديدم كه داستان هاي ديگه اي هم در حال اضافه شدنه.
اول با "غير قابل چاپ" شروع شد.بعد به "هميشه پاي يك زن درميان است" رسيد.بعد "شبيه يك هنر پيشه خارجي". "آناهيتاي شرقي"، بعد هم" لباس خواب صورتي".
اما خبري از خيانت و "راه چهارم، تلخ تر از زهر" و" چشم در برابر چشم" و "خبر مرگ" نبود.به اعتقاد من هم اصلا تبريزي چيزي از "من به يك ليلي محتاجم" نفهميده بود كه بخواد قسمتي از اون رو در فيلم بياره.
همه اين ها اسم داستان هاي كوتاه از كتاب غير قابل چاپ، نوشته استاد سيد مهدي شجاعي بود.
تبريزي سعي كرده بود با تلفيق چند داستان از اين كتاب و انتخاب يك اسم تماشاگر پسند، يك فيلم خوب ارائه كنه.
اما متاسفانه اين قدر نگاه به گيشه اهميت پيدا كرده بود كه از اصل متن، باز مانده بود.
به قدري كه حضور رضا كيانيان و مهران مديري هم نتونست به كيفيت فيلم كمك كنه.
خوندن اين كتاب رو و پس از اون ديدن فيلم رو به همه توصيه مي كنم.

دو كلمه حرف مفت:
نمي دونم چي به سر سليقه مردم اومده.
چقدر ريختم به هم. ذهنم نياز به يك شابز داره.
راستي كي مي دونه شابز چيه؟
مي خوام يه وبلاگ ديگه بزنم. اين دفعه آموزشي. ويار وبلاگ پيدا كردم.
مي خوام يه دعواي درست و حسابي با اساتيد دانشگاه داشته باشم.چه شود.
