
تا اذان صبح باید بیدار باشم
تا اذان صبح بیدارم تا صدای موذن را بشنوم
تا اذان صبح به انتخابات فکر نمی کنم.نه به میر حسین، نه به محسن، نه به مهدی و نه حتی به محمود.
تا اذان صبح می خوانم و نمی بینمت.
تا اذان صبح وبلاگم را آپ می کنم.
تا اذان صبح به آینده فکر نمی کنم.
تا اذان صبح می فهمم که عاشق نشده ام.
تا اذان صبح چشم به راهم.
تا اذان صبح منتظرم تا تو برسی، سالم.
تا اذان صبح بیدارم تا اذان انتظار را پخش کنم و مادرم با صدایش از خواب بیدار شود.
تا اذان صبح بیدارم تا باز بخوانم دعای عهدم را.
و حالا اذان صبح:
الله اکبر – الله اکبر
دو کلمه حرف دل:
بار دگر به بارگهت بار من فتاد
آمد مرید مرده دل، ای هشتیم مراد
من ریزه خوار سفره کس جز شما نیم
لطفت زیاد دیده ام و کم برم ز یاد
گفتم به عاشقی که گدایی چه سان کنم؟
گفتا برو، نترس بگو یا ابا الجواد
