تبليغاتX
مفتی
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق ××× بقول مفتی عشقش درست نیست نماز

يك چيز توي ماه رمضان برام خيلي جالبه.

                                      

مي گن در ماه مبارك رمضان، شياطين در غل و زنجير هستن.

 

اما چي مي شه كه ما در اين ماه هم مرتكب گناه مي شيم؟

 

نفس، ما رو تحریک می کنه برای انجام یک گناه؟

 

مگه نفس، همون شيطان درون نيست؟

 

و مگه شياطين در غل و زنجير نيستند؟

 

پس چرا؟

نكنه ما به گناه عادت كرده باشيم؟

                           

        

                       اما دوست ندارم هيچ وقت از رحمت خدا نا اميد بشم.

 

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو تبریک می گم.

یه دعا کردن مگه چقدر خرج داره که این همه باید التماستون کرد؟!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:4  توسط یحیی محمدی نیا  | 

             الهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل الفرجهم    

 

اين رو بهترين دعا و از جمله دعاهايي گفتن كه حتما مستجاب مي شه.

اما دو تا جلمه جالب در مورد "و عجل الفرجهم"

علامه اميني نويسنده كتاب الغدير كه يكي از بزرگترين منابع شیعه است در جايي گفتن كه هر كس صلوات بفرسته و بعد از آن "و عجل الفرجهم" بگه،اون رو در ثواب نوشتن كتاب الغدير شريك مي كنه.

آيت الله خزعلي هم به همين نكته اشاره كرده بودند و گفتن كه هر كس بعد ذكر صلوات براي ظهور امام زمان (عج) دعا كنه و بگه "و عجل الفرجهم" من او رو در ثواب نوافل (تمام افعال مستحبي) خودم شريك مي كنم.

 

نكته اين جاست.وقتي بندگان خدا اين طور حاظر هستن ثواب كارهاي بزرگ خود رو با كساني كه "و عجل الفرجهم" مي گن شريك كنن ببينيم خدا چه چيزي به گويندگان "و عجل الفرجهم" مي ده.

پس حيف نيست بعد از هر صلوات يك "و عجل الفرجهم" نگيم؟

 

اون صلوات قشنگه رو بفرست !

     

دو كلمه حرف دل:

امشب كه شب آرزوهاست،از خداي خود آرزوي دست نيافتني خواستم.آرزويي كه او را مي خوانم و نمي بينمش.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 1:2  توسط یحیی محمدی نیا  | 

هوالحق

 

روزي عاشق به در خانه ي معشوق رفت

در زد

معشوق پرسيد:كه اي؟

گفت :منم

معشوق پاسخ داد كه برگرد كه هنوزعاشق نشده اي

دگر بار آمد

در زد

معشوق پرسيد :كه اي

گفت: توام

معشوق گفت اكنون داخل شو كه عاشق شده اي

 

حالا فهميدين چرا منصور حلاج مي گفت :

 

انا الحق

دو كلمه حرف مفت:

ببخشيد!

يه مدت نبودم

آخه چند وقت بود كه مرده بودم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 7:15  توسط یحیی محمدی نیا  | 

این یک پست کاملا مهمه.

اول لرزید.بعد صداش در اومد.

-سلام.چطوری مهتی؟

-... کجایی؟

(به جای هر جای خالی یه فحش بگذارید)

-تو راه بهشت زهرا

-بعد از میدون جمهوری وایسا تا من بیام.

شب 23 ی ماه رمضون .داشتیم می رفتیم بهشت زهرا که اون هم به ما ملحق شد.

فقط دو تا چیزش رو می گم:

1- آقا وقتی حق الناس به گردنته می ری سراغ حق الله و بک یا الله می گی و الهی العفو؟ و بعد می خوای پاک پاک شی؟ می خواستم این رو شب قبل از قدر بذارم.گفتم می گن فلانی به بخشندگی خدا اعتقاد نداره.آخه آدم !توئی که داری مال حروم می خوری.توئی که داری کم فروشی می کنی.حتی توئی که غیبت می کنی.

می دونی در کنار حلالیت از مردم باید از خدا هم طلب بخشش کنی.بعد ما قبل از حلالیت می ریم سراغ خدا و می خوایم ببخشه.

حق الناس رو تا ادا نکنی نمی شه.

2- در ضمن گفت همش شده احساس.با احساس جمعشون می کنیم.با احساس سینه می زنن.با احساس اشک می ریزن . بگیر برو الی ما شاءالله.بچه وقتی چهار پنچ سالشه باید با تشویق بهش نماز رو یاد داد.تشویق کنی.خوشش میاد.وقتی 20 سالش شد و نماز نخوند باید بزنی تو سرش.این احساس دیگه قابل تعمیم نیست.نمی شه با احساس تمام عزا داری رو برگذار کرد و پایدار نگهش داشت.

احساس فقط واسه اون بچه چهار یا پنج ساله هس.استارت کار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 0:4  توسط یحیی محمدی نیا  | 

مرحوم کافی تو یکی از صحبت هاشون گفتند:

یه بار یه منبر رفتم تو میدون گمرک*.داشتم صحبت می کردم که بابا طرف بیچاره یه کارگر،از اول هفته تا آخر هفته کار می کنه و پول هاش رو جمع می کنه.اون وقت آخر هفته می ره و دوتومن می ده و آب جو می خره.

یه نفر از میون جمعیت بلند شد و گفت حاج آقا هیجدهزار(معادل هیجده ريال) قیمتشه.بهتون دوزار گرون دادن.


*گمرک در قدیم تو طهران محلی بوده که شب ها محل عرق خوری بوده.اما محل عرق خوری های فقیرانه.

شادی روح مرحوم کافی صلوات.

دو کلمه حرف مفت:

از دوستانی که با پست محذوف قبلی هم دردی کردن ممنونم.

ارگ راه افتاده.مراسم از ساعت یکه.

فش گذاشتم به هر کی تو این شب ها دعا نکنه.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 23:48  توسط یحیی محمدی نیا  |