
عاشق رو تیکه تیکه می کنن
شنیدی جسد ها رو بردن زیر سم اسب
همه دوستای این خانواده رو اینجوری می کنن
می کشن، تیکه تیکه می کنن، نرمشون می کنن
آخر سر تربت می شن
برادر بزن که تربت شی
کربلا تا ابد تربت سازه
این غافله تا قیامت برپاست
(اسمائیل دولابی)

گفت هر وقت خواستی زیارتش کنی برو بالای پشت بام
روت رو کن سمت کربلا سلام کن
جوابت رو می ده
اما من می گم رفتی پشت بام حواست باشه که اول او سلام کرده، تو می خوای جواب سلام بدی
این خانواده این جورین
مثل جد بزرگوارشون اول اونا سلام می کنن و تو جواب می دی
(اسمائیل دولابی)


دست انداختن گردن هم.
چه دستی، چه دستی
می دونی کی بودن؟
همه خوبی های دنیا و آخرت، همه فضائل، همه پیامبر ها
هرچی حسن می شناسی جمع شده ست تو این خواهر و برادر
امیدوارم هر وقت یادش کردیم همه جان و قلب و همه طایفه مون باهاشون غرق شه بره
(اسمائیل دولابی)
دو کلمه حرف مفت:
روزی سید حسن گفت: نابودی اسرائیل آغاز شد. باورمان نشد. حالا به چشم خود می بینیم.
با حمید رضای عزیر تلفنا صحبت کردیم.دلش برای ما تنگ شده بود، به شدت.ما نیز بابت این ده شب از او تشکر کردیم.مثل همیشه با فروتنی تعارف کرد و ما را با کلمات محبت آمیز مورد لطف قرار داد.حقیقتا از دوستان صمیمی ماست که هر گاه از همه جا رانده می شویم و نیازمند محبت، با وی صحبت می داریم.(خدایا منو ببخش!)


دشمن اصلا نمي شناسن اونا.
گفت صحراي عرفات، مجلس روضه حسين اهل سنت اومد يخ بفروشه.
تا پاشو گذاشت تو گرفتش. اول اخم كرد و سياه شد. بعد يك كم گذشت ديدم نشست و گريه افتاد.
حالا با شما چه معامله اي مي كنه اين آقا
(اسمائيل دولابي)
2. گفت: مشروب فروش بودم.
گرفتاري پيش اومد مجبور شدم فرار كنم كربلا، پيش يكي از دوستام.
قصد كرد توبه م بده. بردم حرم حسين (ع). توبه شكستم.
فهميد، گفت اين بار مي برمت جايي كه ديگه نتوني توبه بشكوني. بردم حرم عباس (ع).
مي گفت از حضرت ابوالفضل همين بس كه دست منو گرفتن.
(اسمائيل دولابي)
3. رجال سياسي دنيا پرست كه آدم رو مي كشونن جهنم، رحم ندارن.
صيادهاي آخرت كه مي برن بهشت رحم كنن؟
گفت شب عروسيم بود. ضد و برد و كشوندم كربلا.
گفت: يعني اين قدر قويه؟ گفت از اين هم بالاتر.
آتيش دنيا زياد كه مي شه تر و خشك رو مي سوزونه.
آتيش محبت خوب رو بد كنه؟
(اسمائيل دولابي)
دو کلمه حرف مفت:

![]()
گفت داشتم از كنار مي رفتم
اصلا داشتم رد مي شدم از اون طرف
كاري نداشتم باهاش
يهو محبت و ولايتش مثل برق زد و بردم
معصيت كار بودم
گناهكار بودم
مگه اين چيزا سرش مي شد؟
كربلا اين جوريه برادرا
اين قدر قويه
راه امام حسينه ديگه
راه ميان بر شنيدي؟
(اسمائيل دولابي)
دو كلمه حرف مفت:


من نمي دونم
ولي فكر كنم اين باطن شما يه سر و كاري با اونا داره
اصلا مثل اين كه خيلي رفيقه با اونا
آخه من نشستم دارم درباره فضائل اونا حرف مي زنم، اون وقت تو خوشحال مي شي
شب عاشورا رو مي گم، مي گم تو جون مي دي
چرا؟
به تو چه؟
تو به اونا چيكار داري؟
نه آقا
يه چيزي هست
(اسمائيل دولابي)
دو كلمه حرف مفت:
شب آخر صفر نمي دونم چم مي شه.
اصلا حالي به حالي مي شم.
همش روضه هاي ده شب محرم رو واسه خودم مي خونم.
وقتي گفت زنگ گوشيت رو هم عوض كن كه انگار آتيشم زدن.
انگار پيش يه عزيزي نشسته باشيد و هي بهتون بگن پاشو برو.وقتت تمومه.
شرح ديوانگي زياده.
رفت تا ديوانگي ديگر.


نه كمال مي خوايم، نه سعادت، نه بهشت
اصلا ديگه نمي خوايیم زنده بمونيم.
فقط شما يه جرعه آب به ما بده
ما فقط همين يه ذره آب رو مي خوايم از خونه شما.
خود شما براي ما پيغام دادي هر وقت آب خورديد ياد من كنيد.
حالا ما اومديم سراغ خود شما.
" ما آب مي خوايم آقا "
(اسمائیل دولابی)
اربعین حسینی تسلیت
التماس دعا


شنيدي كه هر كي از كار گروهي راضي باشه، از همون گروه مي شه
تو يه كار كن هر چه خدا باهات كرد راضي باش ازش.اون وقت مي شي از خودش
بده؟
نكنه بعد يه عمر با خدا جنگ داشته باشي!
يكي از خودشون گفته هر كي از وضعيت دنياش ناراحت باشه، از خدا خشمگينه
(اسمائيل دولابي)
دو كلمه حرف مفت:
عرفه كه مياد، بوي محرم رو با خودش مي آره.باز هم ديوانگي
نديمان هنوز مدح پادشاه را مي كنند و من بيچاره هنوز مدح بادمجان.
چند وقته اول يك كاري رو انجام مي دم.بعد بهش فكر مي كنم.خوب تو همش تا حالا گند زدم.
خدا سایه ی این بوال آبادی رو از سر ملت کم نکنه.(البته فعلا)
استقلال برد.برد.پرسپولیس ۳ تا خورد و حذف شد.خيلي خوشحالم.
و...


شنيدي كه فرمودن دنيا بازيه.
پس خوب بازي كن.
حسابي لذت ببر كه خستگيت در بره،
تا اون ور سر حال باشي.
آداب شرعي هم مقررات بازيه،
كه جر زني نكنيم.
دو گروه ضرر كردن:
يكي اونايي كه جديش گرفتن و همش حرص خوردن.
يكي هم اونايي كه ترك دنيا شدن و اصلا بازي نكردن.
(اسمائيل دولابي)
دو كلمه حرف مفت:
*منظور خیابان ایران زمین است.

آقا ببين چيكار كرد با ما.
اول يه جوري مدارا كرد باهامون كه انگار اصلا طرف گناه نرفتيم.
به اين راضي نشد.
جوري تا كرد انگار ما داريم بهش لطف مي كنيم، نه اون.
باورت مي شه!
از اين بالاتر رفت.
يه جوري كه انگار ما عامرايم و اون مامور.
شنيدي گفتن "ادعوني، استجب لكم"
اسمائيل دولابي
و دو کلمه هم حرف مفت:
امسال غیر منتظره ترین هدیم رو در روز تولدم از طرف مخابرات گرفتم.
باورم نمی شد.طی یک اس ام اس اعلام کرد که خطتون به علت بدهی یک طرفه شده.![]()

(خیلی هم به حدیثی که در پست قبل بود بی ربط نیست)

آقا شانسمون چه خوب بود تو اين دستگاه خدا.
دورهي اسلام اومديم، دوره غيبت.اونم آخرالزمون.
تازه اونم نزديك ظهور.
همچين تا سر سفره نشستيم سفره پهن شد.
اصلا راهمون اين قدر نزديك شد كه تا اومديم بايد از اون ور بريم بهشت.
ديگه دنيا و عبادت هم نداريم حتي.
(اسمائيل دولابي)
دو کلمه حرف مفت:

![]()
من نمي دونم چرا كسي خواب نمي بينه كه يه آقاي سيدي چند تا طناب و ريسمون دستش باشه.
هي آدم ها رو بكشه اينور و اونور.
ازش بپرسن اينا چيه؟
بگه با اين طنابا آدم هايي رو كه مي خوان برن پيش شيطون مي كشم طرف خدا.
بعد بگه طناب ما كو؟
بگه تو ريسمون نمي خواي،خودت مياي
(اسمائيل دولابي)
دو کلمه حرف مفت:
